سؤال می‌پرسم پس هستم

پرسشگری حسی است ذاتی که از همان ماه‌های ابتدایی تولد در انسان بروز می‌کند و در پی آن کودک می‌تواند محیط و آدم‌های اطراف خود را بیشتر بشناسد. در حقیقت انسان به طرز ذاتی در پی کشف هر پدیده‌ ابهام آمیز و نهانی است. به دلیل آنکه در هر مرحله از افزایش، ابهامات فرد دارای اختلاف است، شکل جواب دادن به آن‌ها هم فرق می‌کند. به دلیل اینکه این حس در بسیاری از انسانها به ویژه از لحظه کودکی می باشد، نهم اکتبر در بسیاری از تقویم های دنیا به اسم روز پرسشگری شهرت دارد.
انسان، از همان ابتدای ورود به دنیا، ناخواسته شروع می‌کند به شناختن محیط و اطرافیان؛ چون برای رفع نیازهای ابتدایی‌اش معلومات فراوانی می‌خواهد. حس پرسشگری موهبتی است که انسان را در تمام مراحل افزایش یاری می‌کند تا برای بقای خود معلومات کافی به چنگ آورد. با این وجود در مراحل بالاتر افزایش، نقش پرسشگری، خیلی فراتر از حفظ بقاست و انسان برای رسیدن به تعالی؛ آن هم برای کسب لذت بیشتر، از حس پرسشگری سود می‌برد.

پرسشگری در کودکان

کودک تحت نام یک موجود جدید‌وارد به این دنیا، پر از پرسشگری است. همین خصوصیت دلیل می‌شود، درمقایسه با ساده‌ترین پدیده‌های اطراف توجه نشان ‌دهد؛ از خمیازه کشیدن یا عطسه کردن که یک رفتار طبیعی انسان محسوب میشود تا مورچه‌ای که روی زمین در حال حمل بار است. رفتار کنجکاوانه در تمام کودکان می باشد با اینحال بسته به اوضاع ژنتیکی و محیطی، این رفتار در کودکان مختلف، با هم دارای اختلاف است. در این عرصه غیر از هوش و استعداد ذاتی کودک، نمونه تربیتی و طرز برخورد والدین با این حس هم بسیار تأثیرگذار است. از اینرو می‌توان با رسیدن به درک و دیدگاه صحیح درمقایسه با حس پرسشگری، آن را به شکل صحیحی در کودک پرورش داد.

پرسشگری تنها پرسش پرسیدن نیست

پرسش پرسیدن تنها یک شکل از بروز حس پرسشگری است. کودکان کوچک‌تر که هنوز توانایی صحبت کردن ندارند، به جای پرسشگری، با رفتار خود حس پرسشگری‌شان را بروز می‌دهند. کودکی شش یا هفت ماهه را فرض کنید که چهار دست و پا به سوی لیوان چای شما که داغ داغ هم هست، حرکت می‌کند. همین‌که برای نگهداری از ایشان، لیوان را در اختیار خود می‌گیرید، یا آن را جا به جا می‌کنید،‌ شور و شوق کودک برای حاصل شدن لیوان بیشتر می‌شود؛ این تصویر‌العمل نشان می‌دهد که کودک می‌خواهد این شیء تازه را تجربه کند و معلومات خود را درمقایسه با آن گسترش دهد. از جهت دیگر، حس پرسشگری کودک با استفاده از مانع بر سر راه دانستن و تجربه کردن، بیشتر می‌شود. این مسأله حکم شمشیر دو لبه را دارد؛ چرا که تحریک حس پرسشگری در عده ای از موارد مفید و حتا ضروری است، با اینحال در مواردی می‌تواند به ضرر کودک تمام شود.

چگونه پرسشگری را در کودکان مدیریت کنیم؟

معمولا کودکان در هر مورد کنجکاو هستند و گاه پرسشگری در عده ای از موارد امکان دارد برای والدین ناخوشایند باشد. در جواب به پرسشگری‌های کودک یک راه حل کلی می باشد؛ اینکه خوب است در تمام موارد، سؤال کودک را با سؤال جواب دهید تا ذهن ایشان درگیر جواب دادن شود. در باب سوالاتی که به طرز واضح برای مرحله‌ افزایش ذهنی کودک خوب است، محرکی برای پرسشگری کودک خود باشید و با برنامه سؤالاتی تازه ایشان را به فکر کردن وادار کنید؛ مانند وقتی که کودک three ساله در باب زندگی مورچه‌ها پرسش می‌کند. با اینحال در مواقعی، کودک سوالات انتزاعی سطح بالا می‌پرسد که ذهن ایشان برای شنیدن جواب آن‌ها تکمیل نیست، مانند «خدا کیست؟» یا سؤالاتی چون «من چگونه بوجود آمده‌ام؟». در چنین موقعیتی خوب است تصورات کودک را تأیید کنید و یا اینکه جواب‌های ساده‌ با اینحال قطعی به ایشان بدهید تا ذهنش مجاب شود و قبل رسیدن لحظه خوب درگیر این مسائل نباشد.

سرزنش کردن ممنوع!

حس پرسشگری در هر عرصه‌ای که باشد، نشان‌دهنده‌ی خصوصیات شناختی کودک شما و با این وجود سلامت روان اوست. از جهت دیگر پرسشگری علتی ست برای افزایش بیشتر؛ چه در عرصه‌ درس و تحصیل، چه در عرصه‌ روابط اجتماعی. از اینرو هیچ گاه در برخورد با پرسشگری‌های مداوم کودک ایشان را سرزنش نکنید. خوب است با مطالعه بیشتر، مهارت و خلاقیت خود را در جواب دادن به فرزندتان بالاتر ببرید. از جهت دیگر ضروری نیست شما پاسخ تمام سؤالات فرزندتان را بدانید در مواردی که نمی‌دانید، صادقانه به ایشان بگویید و ایشان را در فهمیدن جواب سؤال با خود همراه کنید.
نکته‌ آخر اینکه هر سؤالی که فرزند شما می‌پرسد صرفا به دلیل پرسشگری نیست؛ گاه کودک با سؤالات بی‌وقفه و بی‌ربط قصد جلب توجه و محبت والدین خود را دارد.

دسته‌بندی‌ها: خردسال و کودک