10 توصیه به پدر و مادرهایی که فرزند دانش آموز دارند

با شروع سال تحصیلی، بی مناسبت نیست بدون هیچ مقدمه ای، چند توصیه را با پدر و مادرها به اشتراک بگذاریم:
1- بهترین راه برای درس خوان و با اهمیت تر از آن، کتاب خوان شدن فرزندان تان این است که خودتان هم کتاب بخوانید. همه بررسی ها روانشناسی و حتی آزمایشات فردی نشان می دهند که کودکان بیشتر از رفتارهای شما الگوبرداری می کنند تا از حرف ها و امر و نهی های شما. حتی اگر اهل مطالعه نیستید، قادر اید کتابی را در اختیار بگیرید و تظاهر به مطالعه کنید. این کار به ویژه برای کودکان پیش دبستانی بسیار اثرگذار است.
2- از باورهای قدیمی دست بکشید. زمانی تمام خوشبختی فرزندان در این تعریف می شد که حتما به دانشگاه بروند و سپس با مدرکی که می گیرند، در یک جای خوب استخدام شوند. با اینحال امروز این الگو دیگر پاسخ نمی دهد. اولاً دانشگاه رفتن بسیار راحت تر از قبل شده و ثانیاً دانشگاه تضمین کننده آتی نیست. بسیاری از مردم موفق در ایران و جهان، یا دانشگاه نرفته اند، یا دانشگاه را رها کرده اند یا در شغلی غیرمرتبط با رشته تحصیلی شان فعالیت کرده اند. در آتی نیز ارزش دانشگاه باز هم کمتر خواهد شد؛ بسیار کمتر از آنی فکرش را بکنید.
استخدام ها و کارآفرینی ها، نه بر پایه مدرک تحصیلی که با توجه به توانایی فردی خواهد بود کما این که در حال حاضر نیز در قسمت خصوصی، چنین روندی می باشد. با این الگوی فکری، دیگر به بچه هایتان برای کسب نمرات بالا فشار نیاورید؛ آتی بچه هایتان الزاماً از میان نمره های بالا نمی گذرد. بگذارید آنها در حد توان خود درس بخوانند و نمره بگیرند. بجای آن آنها را با زندگی حقیقی و توانایی کاربردی بیشتر آشنا کنید.

Three- به جای فشار بر روی بچه ها برای کسب نمرات بهتر، آنها را به کوشش بیشتر ترغیب کنید: “پسرم! دخترم! همین اندازه که می بینم تلاش می کنی برایم ارزشمند است. تو تلاشت را بکن، پس از آن دیگر مهم نیست چه نمره ای می گیری.” فرزند شما نباید احساس کند دوست داشته شدنش، تابعی از نمراتی است که در مدرسه می گیرد.
Four- اگر فرزندتان در امتحانی مثلاً 12 (یا حتی نمره کمتر) گرفت، این ادبیات توصیه می شود:
بسیار عالی! تو در 12 بخش عملکرد خوبی داشتی؛ آفرین. آن Eight نمره ای که نگرفتی، دارند با تو حرف می زنند که نقطه ضعف کارت کجاست. خوب است، روی این بخش ها بیشتر کار کنی؛ چه خوب شد که 12 گرفتی و فهمیدیم گیر کار کجاست؟ من هم در دوران دانش آموزی گاهی نمرات پایین می گرفتم؛ اشکالی ندارد.
5- بچه ها را هرگز و هرگز و هرگز با دیگران مقایسه نکنید. این کار تزریق سم در روح آنهاست. بچه ها را با خودشان مقایسه کنید: “تو درمقایسه با قبل، تلاش کمتری داشتی، یا بیشتر تلاش کردی.”
6- هیچ اشکالی ندارد در طول سال، گاهی به بچه هایتان اجازه دهید مدرسه نروند؛ مثلاً یکدفعه صبحی که خیلی خسته اند و یکدفعه هم وقتی که امتحان کلاسی دارند و درس شان را نخوانده اند. باور کنید آسیب اضطرابی که متحمل می شوند، بیشتر از نرفتن شان به مدرسه است؛ با این وجود که قرار نیست این توصیه به یک رویه دائمی مبدل شود. نکته مهم این است که آنها باید با شما احساس راحتی کنند، حتی در نرفتن به مدرسه.

7-  در انجمن اولیا و مربیان مصوب کنید که از معلمان، به ویژه در مقطع ابتدایی خواسته شود تا جاییکه شرایط اجازه میدهد از دادن تکلیف شب خودداری کنند یا به حداقل بسنده کنند. به علاوه از طرف دیگر برای روزهای تعطیل تکلیف ندهند. کودکان در ساعات غیر مدرسه، باید بیشتر بازی کنند یا به ارتباطات خانوادگی و اجتماعی بپردازند تا تکرار آنچه در مدرسه آموخته اند.
Eight- کیف بچه ها را تا جاییکه شرایط اجازه میدهد سبک کنید. حتی اگر ضروری باشد، کتاب های قطور را به دو یا سه قسمت تقسیم و جدا جدا سیمی کنید. به ستون فقرات بچه ها رحم کنید.
9- بچه ها به ویژه در فصل های مدرسه، بیشتر تحت فشار هستند؛ با توجه به این به همدلی و همراهی والدین نیاز بیشتری دارند تا استرس های مدرسه را تخلیه کنند. برایشان وقت بگذارید، حرف بزنید، شوخی کنید و گاهی با هم بیرون بروید. بچه ها باید بدانند که شما پناهگاه شان هستید.

10- و با اهمیت تر از همه: کودکی و نوجوانی، شادترین دوران زندگی هر انسان است که دیگر تکرار نمی شود؛ هر کاری که می کنید، ملاک تان این باشد که شادی کودکی و نوجوانی را تباه نکنید. این سخن، به معنای ولنگاری تربیتی نیست؛ اتفاقاً تأکید بر تربیت اصولی کودکان و نوجوانان است از آنجاییکه تربیتی که شادی را از دوران کودکی و نوجوانی بزداید، اساساً تربیت نیست، حتی نابودی امروز و فردای آنهاست.هیچ کس حق ندارد شادی را از ساحت کودکی و نوجوانی بزداید، حتی پدر و مادرها و معلمان ، حتی پدر و مادرها و معلمان، حتی پدر و مادرها و معلمان.

منبع: عصر ایران

دسته‌بندی‌ها: خردسال و کودک